پارمیس بهشت ما

1

 

پ

 

نوشتن زیباترین کار دنیاست...

و زیباتر از آن..

چشم توست که آن را می خواند...

نوشتن یعنی نگاه کردن در چشمان...

کسانی که دوستشان داریم..

من هر روز خاطراتت را برایت می نویسم..

تا روزی که چشمان تو اینها را بخواند..

و آن روز تمام عشق مادریم را درک خواهی کرد...

دخترم ...

پارمیس نازم ...

تا بی نهایت دوستت دارم....

 

دختر نازم عزیز دوردونه مامان و بابا

 

 

حال خوب دلم....

چه خوبه وقتي حالمون خوبه به فكر خوب كردنِ حالِ بقيه هم باشيم چه خوبه وارد جايي ميشيم با انرژي سلام كنيم چه خوبه احوالِ همديگه رو بپرسيم چه خوبه همكارمونو ميبينيم تعريف كنيم ازش اونم ذوق كنه چه خوبه يه موسيقي خوب خودمونو مهمون كنيم چه خوبه دوتا چاي بريزيم بشينيم كنار عزيزمون گل بگيم گل بشنويم زندگي كنيم چند دقيقه چه خوبه به كسايي كه دوسشون داريم بگيم كه چقدر دوسشون داريم و چقدر عزيزن واسمون چه خوبه گل هديه بديم به همديگه چه خوبه كتاباي خوب بخونيم و به همديگه بگيم تا همه لذت ببرن از اين نعمت چه خوبه هوايِ دل همديگه رو داشته باشيم چه خوبه واسه همديگه دعا كنيم سلامتي بخوايم شادي بخوايم موفقيت بخوايم ولي نه فقط واسه خودمون واسه همه وا... ...
25 دی 1396

روزت مبارک دختر خوشگلم

      عزیزم امروز روز توست ، امیدورام از لحظه لحظه زندگیت لذت ببری و به تمام خواسته های زندگیت برسی عرض تبریک به بهترین دختر دنیا روزت مبارک عزیز نازم . . .   برای دختر گلم یه آسمون عشق میارم برای ناز اون چشاش سخاوت هدیه میارم یک دل پر امید و مهر ، ترانه ساز غصه ها هدیه من به دخترم ، همون غریب بی ریا دخترم روزت مبارک ...
26 مرداد 1394

تقدیم به همه مادران دنیا

  " تقدیم به همه مادران دنیا " در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم ، مادرم مرا بوسید و گفت : نمی توانی عزیزم ! گفتم می توانم، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم. مادر گفت یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی.. نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم ،ولی خوب که فکر می کردم مادرم را بیشتر دوست داشتم. معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم.. بزرگتر که شدم عاشق شدم ، خیال کردم نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم ولی وقتی پیش خودم گفتم کدامیک را بیشتر دوست داری باز در ته دلم این مادر بود که انتخاب شد... سالها گذشت و یکی آمد... یکی ...
22 فروردين 1394